دل تکانی


به نام او که یادش آرامش بخش قلب هاست

سخنم را با داستان کوتاهی آغاز مینمایم:

در روزگاری دور زاهدی که در کوهستان زندگی می کرد، کنار چشمه ای بنشسته تا آبی بنوشد و ملال جان به در آرد، که به ناگاه یاقوتی زیبای به درون چشمه بدید. پس آن را برداشته و به درون خورجینش بنهاد و به راه خویش ادامه داد.
در راه مسافری بدید که از شدت گرسنگی با حالت ضعف افتاده بود. کنار او بنشست و از درون خورجین نانی به در آورد و به وی داد.
مرد گرسنه به هنگام خوردن نان چشمش به یاقوت افتاد. نگاهی به مرد زاهد کرد و گفت: (آیا این گران سنگ را به من میدهی؟)، زاهد بی درنگ سنگ را به وی داد.
مسافر در پوست خود نمیگنجید. چرا که او میدانست که این سنگ چنان گران بها است که با فروش آن میتواند تا آخر عمر در رفاه زندگی کناد. پس سنگ را برداشت و شتابان به سوی شهر حرکت کرد.
چند روز بعد، همان مسافر نزد پیر زاهد آمد و گفت:(من بسیار اندیشیدم، تو با آن که میدانستی این سنگ چه اندازه ارزشمند است، خیلی راحت آن را به من هدیه کردی.) سپس دست در جیبش برد و سنگ را به در آورد و گفت:(من این سنگ را به تو بازمیگردانم ولی در عوض چیز گران بهاتر از تو میخواهم.به من یاد بده که چگونه میتوانم مثل تو باشم؟؟؟)

یاران اولین نکته ای که پس از خواندن این کوچک داستان به ذهن میرسد گذشت و فداکاری پیر زاهد است، تا آن جا که حیرت آدمی را بر می انگیزد. حال پیر زاهد را رها نموده و به خویش بازگردیم، که آیا ما نیز در زندگی از خود گذشت نشان داده ایم؟ چقدر؟ و کجا؟
روزهای پایانی سال را میگذرانیم. همه در تکاپوی نو نمودن. و غافل از جان خویش. دل و جانی که در برترین حالت پر شده از کینه و بغز و حسد یک سال...
و چه بد دلی است این دل.
شاید باشند دوستانی که از هم رنجیده خاطر گشته اند یا اقوام و یا خواهران و برادرانی که از همدیگر دلگیر باشند، پس با یک تماس تلفنی یا بهتر از آن با یک ملاقات حضوری دل یکدیگر را بدست آورید. اما از همه مهمتر شاید باشند زوج هایی که... پس بهترین کار فراموش کردن گذشته و یا لااقل گذشت کردن از خطاهای طرف مقابل است، و برای جبران کمی از زشتی های رفتار یا کردارمان و نیز ازدیاد محبت بین خود و نازنین یارمان نامه ای در راستای تشکر و قدردانی از تمام زحماتی که در طول سال برای ما و کانون پر مهر خانواده متحمل گشته است بنویسیم و با عشق به او بدهیم و بدانیم که نامه تاثیری بس شگرف دارد.
در فصل (3) بخش خانواده چند جمله ی زیبای تشکر آمیز نوشته شده که پیشنهاد داریم از آنان استفاده کنید.
...در هر حال شاید دیگر فرصتی برای جبران لحظات از دست رفته خویش نداشته باشیم. بیایید غبار از دل بزداییم که این گوهر دل تاب این همه آلودگی را ندارد. آن ستم ها که بر ما روا داشته اند، آن  دروغ ها و تهمت ها که به ما بستند، آن بی ملاحظه گی ها که بر ما نمودند و... همه را به جوی آب روان عشق و محبت بریزیم و رو به خدای خویش کنیم و بگوییم یا الها من از برای تو بخشیدم تو نیز از من در گذر.

سروش مهر

/ 1 نظر / 12 بازدید
م...

اقا کاظم مرسی از اینکه دوباره برایمان یاد آوری کردی که با دل تکانی.ببخشیم تا خدای ما را ببخشد سال خوبی داشته باشی[هورا]