در آستانه ی مصیبت عظمی شهادت صدیقه ی کبری 2

«فاطمة بضعة منی فمن اغضبها اغضبنی»، از فاطمه به پاره ای از انیت خود تعبیر کرد.
آن کس  که «اول ما خلق» و «افضل من نطق» است و اسم الله العظم در اسماء حسنی، و مثل الله الاعلی فی الامثال العلیا است، او را تافته ی بافته از وجود خود دانسته، و غضب او را غضب خود، که غضب او غضب خداست شمرده، و این مقام حاکی از انشعاب فاطمه از مثل نور خداست، و انعکاس غضب خدا و رسول در غضب صدیقه ی کبری است.
و به نقل فرقین به فاطمه فرمود: «ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک».
بالاترین مرتبه ی کمال انسانیت مقام عصمت است که رضا و غضب، دائر مدار رضا و غضب خدا باشد.
اگر عصمت کبری به آن است که انسان کامل به جایی برسد که به قول مطلق، به رضای خدا راضی شود و به غضب خدا غضب کند، فاطمه ی زهرا کسی است که به قول مطلق ، خداوند متعال به رضای او راضی میشود و به غضب او غضب میکند، و این مقامی است که منشاء «حیرة الکمل» است!
اوست که مشرق الانوار نجوم آسمان ولایت، و مخزن الاسرار تخوم کتاب هدایت است.
اوست که همسر و مادر دوازده رئیس از اولاد اسماعیل است که خداوند در باب هفدهم در سفر تکوین تورات به حضرت ابراهیم خبر داد.
اوست که در مکاشفات یوحنا علامتی است عظیم که در آسمان ظاهر شده؛ زنی که آفتاب را در بر دارد، و ماه زیر پایش و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است.
او در «سوره حم» تاویل «لیلة مبارکه»ای است که (فیها یفرق کل امر حکیم).
اوست که در قرآن مجید جمع منحصر بفرد (نساءنا) است.
 او و شوهرش دریای نبوت و علمی هستند که (مرج البحرین یلتقیان) به آن دو ماوٌل است.
او در زمانه یگانه زنی است که خداوند متعال دعای او را روز مباهله هم  طراز دعای خاتم النبیین و سیدالوصیین قرار داده است.
او در دهر یکتا زنی است که تاج (انما نطعمکم لوجه الله لانرید منکم جزاء و لا شکورا) را بر سر نهاده است.
اوست که رسول خدا(ص) در شب معراج دید که بر در بهشت نوشته شده است:
(فاطمة خیرةالله);
آری، احمد مختار باید تا شایسته ی آن خیرة الله باشد.
اوست که رسول خدا فرمود: (و ابعث علی البراق خطوها عند اقصی طرفها و تبعث فاطمة امامی).
او  را همان بس که ا‍ٌمام(اِمام الاولین و الاخرین) یوم النشور محشور شود که تجلای «یسعی نورهم بین ایدیهم» است، آن هم نوری که پیشاپیش کسی در روز جزا مبعوث میشود که خداوند متعال او را در قرآن مجید او را سراج منیر نامیده و در آیه ی نور مَثَل نور خود قرار داده است.
در شخصیت او همین بس که اول شخص وارد بر بساط قرب «فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر» است، «اول شخص یدخل الجنة فاطمة س»،
وچون در مستقر رحمت حق قرار گیرد، انبیاء یکسر به زیارت او بیایند: «زارک آدم و من دونه من النبیین».

....

خزائن علوم ائمه معصومین (ع) بعد از قرآن مبین در سه کتاب مخزون مکنون خلاصه میشود:
جفر، جامعه، مصحف فاطمه(س)، که چون رسول خدا(ص) از دنیا رفت، و صدیقه کبری(س) در فراق پدر به حزنی شدید گرفتار شد، بر طبق حدیث صحیح از امام ششم جعفر بن محمد الصادق(ع)، جبرئیل برای دلداری آن حضرت به خدمتش مشرف میشد، و او را از مکان پدر خبردار می کرد، و به آنچه بعد از او در ذریه او واقع میشود خبر میداد،
و امیرالمؤمنین(ع) می نوشت، و آن مصحف گنجینه علم مایکون شد».
شیخ صدوق در امالی و علل الشرایع و خصال، از امام ششم حضرت صادق(ع) روایت میکند که:
«برای فاطمه نزد خداوند عزوجل نُه اسم است: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه، و زهراء...) و
در خاتمه ی حدیث فرمود:
اگر امیرالمؤمنین او را تزویج نکرده بود، برای او همتایی تا روز قیامت بر روی زمین نبود، آدم و هر که بعد از آدم باشد.
 از امام ششم(ع) در تفسیر سوره ی قدر روایت شده است که:«لیلةالقدر فاطمه است، و هر کس فاطمه را آنچنان که سزاوار معرفت اوست بشناسد،شب قدر را درک کرده است، و فاطمه فاطمه نامیده شد به این جهت که خلق از معرفت او منقطع شدند.
صدوق در علل الشرایع و معانی الاخبار از عماره روایت میکند که گفت: از ابی عبدالله(ع) سؤال کردم، چرا فاطمه زهراء نامیده شد؟
فرمود: به این جهت که هرگاه در محراب می ایستاد، نور او برای اهل آسمان آنچنان  می تابید که نور کواکب برای اهل زمین.
قطب الدین راوندی در خرائج از امام ششم(ع)، روایت میکند که:
چون خدیجه وفات کرد، فاطمه دور رسول خدا میگشت، و میگفت:
 یا رسول الله، مادر من کجاست؟ و رسول خدا جوابش نمیداد.جبرئیل نازل شد، و گفت:
 پروردگار تو امر میکند که به فاطمه سلام برسان، و به او بگو، مادر تو در خانه ای است که سقف آن از طلا، ستون های آن از یاقوت احمر است، بین آسیه و مریم.
فاطمه گفت: ان الله هو السلام و منه السلام و الیه السلام».
کسی که در کودکی، خاتم انبیاء مامور شود سلام خدا را به او برساند، و جبرئیل امین حامل پیام تسلیت رب العالمین به او باشد، قلم از تحریر مقام او و بیان از تقریر منزلت او عاجز است.

نفس رحمانی او  درنفوسی که به شرف مجاورتش مشرف شدند، قلب و انقلابی بوجود آورد، که دعای  مستجاب آنان بر قوانین طبیعت حکومت، و قدرت اراده ی آنان از حضیض خاک، ماوراء افلاک را مسخر میکرد.
ابن شهر آشوب در مناقب از علی بن معمر روایت میکند، که گفت:
«ام ایمن بعد از وفات فاطمه(س) نتوانست جای خالی صدیقه ی کبری را در مدینه ببیند، به مکه بار سفر بست، در منزل جحفه آنچنان تشنه شد که بر جان خود از عطش ترسید، نگاهی به آسمان کرد و گفت:
پروردگارا! من خدمتکار دختر پیغمبر توام.
دلوی از آب بهشت فرود آمد، از آن نوشید، تا هفت سال گرسنگی و تشنگی احساس نکرد».
در مناقب از مالک بن دینار روایت میکند که گفت: «هنگامی که مردم آماده حج بودند، زنی را با ضعف ناتوانی دیدم که مردم او را به جهت انصراف از آن سفر نصیحت می کردند، او نپذیرفت.
در وسط بادیه، مرکب او از رفتن ماند، آن زن ناتوان سر به آسمان بلند کرد، و گفت: نه در خانه ی خودم مرا واگذاشتی، و نه به خانه ی خود مرا رساندی، اگر جز تو، کسی با من چنین رفتار میکرد، شکایت او را به تو میکردم.
ناگهان شخصی در آن صحرا نمایان شد، و در دستش زمام ناقه ای بود، به آن زن گفت: سوار شو. چون سوار شد، ناقه مانند برق خاتف از آن صحرا گذشت.
چون به مطاف رسیدم، آن زن را در حال طواف دیدم، او را قسم دادم که تو کیستی؟ گفت: من شهره دختر مسکه، و او دختر فضه خدمتکار زهرا(س) است».
کسی که قلب او عرش الرحمن در معرفة الله، و اراده ی او فانی در ارادة الله، و قدم ورم کرده ی او در محراب، شاهد استغراق او در عبادة الله است، اجر خدمت به او، دعای مستجاب در درگاه رب الارباب است.
آنچنان که بر صدیقه ی دوران، مریم دختر عمران، مائده بهشتی نازل میشود، بر خادمه ی صدیقه کبری(س) آب از بهشت فرود می آید.
و اگر آصف بن برخیا به قدرت علمٌ من الکتاب طی الارض می کند، دخترِ دخترِ فضه خدمتکار آن حضرت، کوه و دشت را به سرعت سیر برق طی میکند.
«حضرت ابی عبدالله صادق آل محمد(ع) فرمود:
خداوند متعال در روز قیامت، اولین و آخرین را در یک عرصه جمع مینماید، آنگاه منادی ندا میکند، چشمهایتان را بپوشید، و سرهایتان را خم کنید، تا فاطمه دختر محمد(ص) از صراط بگذرد.
خلایق چشمها می پوشند، و سرها خم می کنند، و فاطمه بر مرکبی از مرکب های بهشت می آید، هفتاد هزار ملک او را مشایعت می نمایند، و در موقف شریفی از مواقیف قیامت توقف میکند،
سپس از آن مرکب پیاده می شود، پیراهن آغشته به خون حسین بن علی(ع) را به دست می گیرد، و می گوید:ای پروردگار! این پیراهن فرزند من است، و تو می دانی که با فرزند من چه رفتاری شد.
پس آنگاه ندا از نزد خداوند عزوجل برای فاطمه می آید: برای تو نزد من است رضایت تو».
در هر یک از جملات این حدیث شریف- از اجتماع اولین و آخرین در عرصه، و پوشیدن چشمها، و خم شدن سرها، و موقف شریفی که حضرت صدیقه کبری بر آن می ایستد، و پیاده شدن از مرکب بهشتی و...-رازها نهفته است.
پیراهنی که به دست میگیرد، آغشته به ثاراللهی است که رسول الله(ص) آن را بر قائمه ی عرش گذاشت، و آن قائمه تا قیامت می لرزد. و بر طبق حدیثی که شیخ صدوق در من لایحضره الفقیه، آن را اصح روایات در باب مزار می شمرد،
تمام اظله ی عرش، و ارواح خلایق برای آن خون لرزیدند، و آنچه دیدنی و نادیدنی است، بر آن خون گریه کردند، خونی که هنگام ریختن آن، با لب تشنه، و دل داغدیده گفت:
بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله.
بهای چنین گوهری جز این نیست که خداوند متعال او را ندا کند، و ضامن رضایت او در روز جزا بشود.
و به این رضایت، تقصیرات گنهکاران امت را به شفاعت آن حضرت کفایت نماید.
کسی که پدرش رحمة للعالمین است، و پسرش مصباح هدایت، و رحمة الواسعة، و باب نجات امت است، و خودش ناموس خدا، و وجودش امتداد وجود خاتمیت تا روز قیامت است، می تواند با عرضه ی چنین جلوه ای از عبودیت، و خلوص و اخلاص، باب رحمت را، در آن روز حسرت، به روی امت بگشاید...

 

معانی آیات و روایات و نیز منابع آن

«و او(آن پیامبر) از سر خواهش نفس سخن نمی گوید. سوره ی نجم آیه3»
«پس همانا او(فاطمه) پاره ای از وجود من است، آنچه او را پریشان سازد مرا پریشان میدارد و هر چه او را بیازارد، مرا آزرده میکند. صحیح بخاری ج4 ص210»
«فاطمه پاره ای از وجود من است، پس هرکس او را بخشم آورد مرا بخشم آورده است. صحیح بخاری ج4 ص210»
«اول کسی که خداوند متعال او را خلق فرمود. اشاره به حدیث10 کافی ج1 ص442»
«همانا خداوند به سبب خشم تو خشم می گیرد و به خشنودی تو خشنود میشود. امالی شیخ طوس ص427، المستدرک علی الصحیحین ج3 ص154»
«در آن هر امر استواری فیصله می یابد. سوره ی حم دخان آیه4»
«زنان ما. سوره ی آل عمران آیه61»
«دو دریا را که به هم می رسند، در هم آمیخت. سوره ی الرحمن آیه19»
«ما شما را فقط برای خشنودی خدا اطعام میکنیم.از شما نه پاداشی می خواهیم نه سپاسی. سوره ی انسان آیه9»
«فاطمه برگزیده خداست. تاریخ بغداد ج1 ص274»
«و مبعوث می شوم بر براق، که قدم او نزد منتهای نظر اوست، و مبعوث میشود فاطمه پیشاپیش من. المستدرک علی الصحیحین ج3 ص153»
«نورشان پیشاپیش آنان می شتابد. سوره ی حدید آیه12»
«در جایگاه صدق، نزد پادشاهی توانمند. سوره ی قمر آیه55»
«فاطمه(س) نخستین کسی است که به بهشت وارد میشود. میزان الاعتدال ج2 ص131»
«آدم و همه پیامبران بعد از او به دیدار تو می آیند. تفسیر فرات کوفی ص446»

/ 0 نظر / 21 بازدید